نیکولا با دوست خود، آلسست تصمیم می گیرند برای مراعات حال بابای نیکولا که قصد استراحت دارد، در حیاط بازی کنند. نیکولا پیشنهاد بازی ریش قرمز دریایی را می دهد، درخت توی حیاط، کشتی و توپ فوتبال نیز، توپ جنگی می شود. نیکولا ریش قرمز می شود و در خیال خود مجسم و شروع به بازی می کند. آلسست حرکتی نمی کند و اعتراض می کند که تو چرا باید ریش قرمز باشی، من ریش قرمزم. هردو به تصور این که ریش قرمز هستند فریاد می زنند پرچم ها بالا، بچه ها، بادبان ها را بکشید. بابای نیکولا به حیاط می آید و اعتراض می کند. نیکولا و آلسست خیلی جدی با هم زدوخورد می کنند و آلسست توپ خود را برمی دارد و با گفتن این که من دیگر کاری به کشتی داغون تو ندارم، از حیاط بیرون می رود. فردا که نیکولا به خانة آلسست می رود پیش خود می گویند آدم از کار بزرگترها سردرنمی آورد. در این کتاب داستان های دیگری با نام های لوله کش، خودنویس، تنها، برف آینه و… می خوانیم.
یادش بخیر نیکولا کوچولو
Availability: Only 2 left in stock
6,00 €
در این کتاب داستان های دیگری با نام های لوله کش، خودنویس، تنها، برف آینه و. . .
| Weight | 0,133 kg |
|---|---|
| انتشارات | شرکت نشر کتاب هرمس |
| وضعیت | جدید |
| شابک | 9789643635893 |
| پدید آورندگان | نويسنده :سامپه ، ژان ژک -نويسنده :گوسینی ، رنه -مترجم :مهدی زاده ، امیرحسین |
| تعداد صفحه | 144 |
| صفحات اول در خانهٔ کتاب ایران |


