اسفار سخن

ناموجود! شما همواره می‌توانید کتاب‌های ناموجود در مونیخ را با ثبت درخواست از ایران دریافت کنید.

ناموجود Out of Stock Latest Price آخرین قیمت : 9,00 

«بیهوده به گوشی تلفن چسبیده بودم و سعی می کردم حرف بیشتری از آن بیرون بکشم. تماس قطع شده بود و من درست نفهمیده بودم چه اتفاقی افتاده است.

SKU: 1885810921724
Preorder

«بیهوده به گوشی تلفن چسبیده بودم و سعی می کردم حرف بیشتری از آن بیرون بکشم. تماس قطع شده بود و من درست نفهمیده بودم چه اتفاقی افتاده است. ولی همان چند کلمه که از صدها کیلومتر آن طرف تر به گوشم رسید، برای دوباره پیوستن رشته ای گسسته کافی بود: بار دیگر آن چشم ها، چشم های پدر ـ این بار از پسِ ابر سفید پیری ــ با همان نگاه های ملامتگر و بی مدارا که از احساس گناه پُرم می کند، همان احساس قدیمی که گمان می کردم وقتی سال ها پیش به خانه پشت کردم تا دیگر برنگردم از میان رفته است… چقدر اشتباه می کردم! حالا می فهمم گذشته به آن سادگی که خیال می کردم نمی میرد و دردهای کهنه در جایی از روح ـ و نه جسم ــ همچنان می تپند و منتظر ناخنی می مانند که از قضا روی زخم را بکَند تا خونریزی خاطرات شروع شود. این هم چهره های قدیمی، که برخی را خاک به خود پوشانده و برخی دیگر، با پیاپی آمدن سال ها، غبار نسیان پوشیده اند. همین هاست که بار آن ماجراها را بر دوشم می نهد. این از پدربزرگ که میان آن چهره ها به من می نگرد تا از ورای تنهاییِ گور به یادم آوَرَد هر چه برایم کرد بی فایده بود؛ نه اسب هایش فایده ای داشتند که نرم نرمک از دنیای کودکی به مرزهای مردانگی ام رساندند و نه زمینش فایده ای داشت که او شبانه در آن نهال می کاشت و اعتنا نمی کرد به گلوله های هشداری که در تاریکی بالای سرش صفیر می کشیدند… من تا رسیدم به اولین مانع، گریختم و شهرم را برای همیشه ترک کردم…»
منبع: متن کتاب

Weight0,31 kg
شابک

9789641854968

پدید آورندگان

نويسنده :رکابی ، عبدالخالق -مترجم :قندیل زاده ، نرگس

انتشارات

نشر نی

وضعیت

نو

Reviews

There are no reviews yet.

Be the first to review “اسفار سخن”

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Shopping Cart
Scroll to Top