Showing 865–876 of 2133 resultsSorted by popularity

  • رمان و داستان

    قصه های صمد بهرنگی

    11,40  Add to Basket

    صمد بهرنگی (زادهٔ ۲ تیر ۱۳۱۸ در تبریز – درگذشتهٔ ۹ شهریور ۱۳۴۷ در ارسباران) آموزگار، منتقد اجتماعی، داستان نویس، مترجم مارکسیست و پژوهشگر فولکلور زبا…

  • رمان و داستان

    مسخ

    7,40  Add to Basket

    مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز ۱۹۱۲ به زبان آلمانی نوشته شد و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید.

  • رمان و داستان

    احمد بن حنبل

    7,80  Add to Basket

    جلد دهم از مجموعه «سازندگان جهان ایرانی – اسلامی» گویای سرگذشت «احمد بن حنبل» هوادار بزرگ کلام سنی و مؤسس و بانی مکتب حنبلی، آخرین مکتب از چهار مکتب ت…

  • رمان و داستان

    رام کننده

    8,60  Add to Basket

    داستان «رام كننده» درباره پسری بی نام است. او یك روز صبح كه از خواب بیدار می شود پس از رو به رو شدن با پدر خوانده اش «مرحبا» متوجه می شود كه تله شده …

  • شعر

    شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی: بر اساس نسخه مسکو و مقابله با نسخه ژول مول

    60,80  Add to Basket

    این نسخه از شاهنامۀ فردوسی بر اساس نسخۀ مسکو و مقابله با نسخۀ ژول مول فراهم شده است که استاد مجتبی مینوی مقدمه ای بر آن نوشته اند.

  • رمان و داستان

    لاتاری، چخوف و داستان های دیگر

    8,80  Add to Basket

    هر کدام از این داستان ها اگر بهترین داستان نویسنده اش نباشد، مسلما یکی از بهترین داستان های اوست. قصد این کتاب معرفی یک جریان یا سبک و شیوه ی خاص نیست…

  • رمان و داستان

    ثروتمندترین مرد بابل

    11,80  Add to Basket

    کتاب ثروتمندترین مرد بابل، نوشتهٔ جورج اس. کلاسون در سال ۱۹۲۶، اثری است که از طریق مجموعه ای از مثل های برگرفته از بابل باستان، توصیه هایی در زمینهٔ م…

  • رمان و داستان

    برسد به دست لیلا حاتمی

    7,20  Add to Basket

    به خیالِ خودم کارِ حسابی کرده بودم. باید دست شان می آمد که رفیق مثل ناموس آدم است، حرمت دارد. منظورم این است که من برای امیررضا این قدر حرمت قایل بودم…

  • رمان و داستان

    آسمان، کیپ ابر: مجموعه داستان

    7,40  Add to Basket

    محمود گفت دلم تنگ می شود، هنوز هم بعد از این همه سال گاهی صدایم می کند بیشتر بین خواب و بیداری، یا وقتی جایی هستم غریب و ناآشنا.

  • رمان و داستان

    مهمانی تلخ

    7,60  Add to Basket

    با انگشت جلو را نشان داد. خواستم راه بیفتم که دیدم دنده عقب گرفت و به سرعت آمد طرفم. جلوام که رسید، زد روی ترمز، طوری که لاستیک ها چند سانتی روی آسفال…

  • رمان و داستان

    راپرتهای یومیه و تذکره ها

    9,20  Add to Basket

    گفتيم هر جريده كه منطبع مي شود از همان اول بفرمايد كه چه احوالات داشته و چه مراتب و درجات بر آن عارض شده ، تا في اليوم كه به اينجا رسيده و در شمار اور…

  • رمان و داستان

    سورنا و حباب مرگ

    10,40  Add to Basket

    سورنا با هراس به پشت سرش خیره شد. در درخشش شعله های سرخابی آتش نمی توانست به خوبی در اطرافش را ببیند. با هر ضربه ی سم اسب، زمین ترک بر می داشت و آتش ا…

Shopping Cart
Scroll to Top